مسافرت
سلام دوستان
و سلام به سحر جونم
سحر جونم نمیدونم حالا چند سال دیگه این مطالب رو میخونی
و چند سالت میشه تا اون وقت
ولی میخوام بهت بگم که تو این چند روزی که تو وبت پست نگذاشتم
به علت مسافرت بوده
ما و خونه مامان جونت و مامان جونم و عمه و عموم رفته بودیم مسافرت
تو و مامانت و بابات و دایی بزرگت دایی محمد مونده بودین خونه مامان جونت
و مامان جونت و بابا جونت و دایی حامدت و خاله ابتسام جونت با ما بودن
ما اول رفته بودیم سمت شهرکرد
و بعدش رفتیم سمت اصفهان
سومین مقصدمون هم کاشان بود
و آخرین شهر هم شهر قشنگ قم بود
و زیارت حضرت معصومه (س)
و همین دیشب یعنی دوشنبه 23 شهریور سال 1394
برگشتیم خونه
جات خااااالی
تازه نامزد خاله ابی هم بود یعنی آقا قاسم
قرار بود امروز عقدشون باشه ولی نشد و کنسل شد
خب پس دیگه باااای
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


مسافرت 
